خرید بک لینک
امشب يه آقايِ جا اُفتاده اي اومد داخلِ مطب، سلام كرد و نشست كنارِ دستم ، گفتم: بفرمائيد مشكلتون چيه؟ گفت: بيابان را سراسر مه گرفته است....بي اختيار گفتم: چِراغِ قِريه پنهانستگفت: موجي گَرم در خونِ بيابان است....گُفتم: نيما... گفت: نخير شاملو... نشوندِمش پُشتِ دستگاه و معاينه اش كردم.... يعني تا حالا هيشكي دنيا را از پُشتِ آبِ مرواريد يا كاتاراكت به اين قشنگي واسه ام توصيف نكرده بود...❤️ خنديدم و

برچسب: خاطرات, نویسنده: امیر زارعی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 21:35

یار هی یار اینجا اگر چه گاه گل به زمستان خسته، خار می شود اینجا اگر چه روز گاه چون شب تار می شود اما بهار می شود من دیده ام که می گویم سید علی صالحی.که اتفاقا در نخستین روز بهار دیده به جهان گشود. *نوروزتان گرامی *درود بر روح درگذشتگان و آرزوی سلامتی برای بازماندگان + نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین ۱۳۹۶ساعت توسط عبدالله مصطفی پور کندلوسی(هیوَر) |

برچسب: نویسنده: امیر زارعی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 21:35

صفحه بندی